بی تو به سر نمی شود به قلم مریم جاری
پارت شصت و سوم :
با رسیدنِ سیاوش مهتاب هم به خانه برگشت تا مهیای مهمانی شود اما داوود که به خاطر بحث پیشآمدهی اخیر با مادرش دوست نداشت مهتاب را تنها و طولانی مدت با آنها تنها بگذارد خبر داد که دیرتر به خانه برمیگردد و اصرار مهتاب هم او را از تصمیمش برنگرداند.
رفتن دیرهنگامشان طبق انتظار مهتاب، اخمهای مادرشوهرش را به همراه داشت که به محض رسیدنشان زبان به اعتراض گشود و مثل همیشه مهتاب را د
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
فخری
0خدا کنه رعنا خانم دست از سرشون برداره خسته نباشی عالی بود عزیزم قلمت مانا❤🌹❤🌹
۱۲ ماه پیشمیترا
1دلم می خواست رعنا را بکشم پیر زن خرفت دنیا که توی بچه خلاصه نمیشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
امان از این رعنا😓😓
۱ سال پیشنسترن
2بازیه روزگاره دیگه کاریش نمیشه کرد
۱ سال پیشSedi
1خدا شانس بده یکی مثل آتیه بی لیاقت، یکی مثل مهتاب مظلوم ، و یکی مثل این دختر محکوم
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
😢😔😔
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
0خدا جواب دل شکوندنو میده رعنا خانم.عالی بود دست گلت درد نکنه قلمت مانا عزیزم 🙏🏻🌹❤